بنده به عنوان یک روحانی شیعی در خدمت دوستان عزیز هستم

۲ مطلب با موضوع «دلیل القاب امامان (علیهم السلام)» ثبت شده است

چرا او را باقرالعلوم می نامند؟

آن حضرت را بدین لقب (باقر) مى‏خواندند زیرا علوم را مى‏شکافت و باز مى‏کرد.در صحاح آمده است: «تبقر، یعنى توسع در علم» .

 

تبیان زنجان

و در قاموس گفته شده است : محمد بن على بن حسین را باقر مى‏خواندند چون در علم تبحر داشت.در لسان العرب نیز ذکر شده است: آن حضرت را باقر مى‏خواندند چرا که علم را مى‏شکافت و به اصل آن پى مى‏برد و فروع علم را از آن استنباط مى‏کرد و دامنه علوم را مى‏شکافت و وسعت مى‏داد.ابن حجر در صواعق مى‏نویسد:

«او را باقر مى‏خواندند و این کلمه از «بقر الارض» اخذ شده است، یعنى آنکه زمین را مى‏شکافد و مکنونات آن را آشکار مى‏کند.زیرا او نیز گنجینه‏هاى نهانى معارف و حقایق احکام و حکمتها و لطایف را که جز از دید کوته نظران و ناپاکان پنهان نبود، آشکار مى‏کرد.»

از این رو درباره وى گفته مى‏شد که آن حضرت شکافنده علم و جامع آن و نیز آشکار کننده و بالا برنده علم و دانش است.در تذکرة الخواص نیز آمده است:

او را باقر لقب داده بودند زیرا در اثر سجده‏هاى فراوان، پیشانى‏اش شکاف برداشته بود.برخى هم گویند چون آن حضرت از دانش بسیار برخوردار بود او را باقر مى‏خواندند.

آنگاه به نقل سخن جوهرى در صحاح مى‏پردازد.

شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از عمرو بن شمر آورده است: از حابر جعفى پرسیدم چرا به امام پنجم، باقر مى‏گفتند؟ گفت: «چون علم را مى‏شکافت و اسرار آن را آشکار مى‏کرد» .در مناقب ابن شهر آشوب نوشته شده است: گفته ‏اند براى هیچ یک از فرزندان حسن و حسین (ع) این اندازه از علوم، از قبیل تفسیر و کلام و فتوا و احکام و حلال و حرام فراهم نشد که براى امام باقر (ع) .محمد بن مسلم نقل کرده است که از آن حضرت سى هزار حدیث پرسش کردم.

در تاریخ آمده است که پنجمین امام هدایت، حضرت ابو جعفر محمد بن علی علیهماالسلام ، سه لقب داشت: باقرالعلوم (شکافنده دانش ها)، شاکر (سپاس گزار) و هادی (راهنما). در این میان، لقب مشهور ایشان باقر است. از جابر جعفی، یکی از یاران ایشان پرسیدند که چرا امام را باقر می نامند؟ پاسخ داد: «زیرا آن حضرت، دانش را موشکافی و حلاجی می کند و آنچه را شایسته است، آشکار می سازد».

منبع : کتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 13

گرد آوری: گروه دین و اندیشه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/Religion_Thoughts.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سید حسن سیدحاتمی

چرا به امام جواد علیه السلام کوثر ثانی می‌گویند؟

در زمانی که یاس و تردید، دامان ذهن های حیرت خورده را تاریک ساخته بود؛ لطف الهی بر صفحه منور عترت محمدی علیه‌السلام  ساطع شد و کوثر ثانی آل طاها، یعنی حضرت ابن الرضا، جوادالائمه علیه‌السلام  جهان را به قدوم مبارک خود روشن ساخت. 
 
از آنجا که سن شریف امام رضا علیه‌السلام  به ۵۰ سالگی نزدیک می شد و هنوز آن حضرت فرزندی نداشت، یاوه گویان، جاهلیت پدران گذشتگان خود را زنده کردند و به آن حضرت نسبت ابتر بودن، دادند و با اشاعه این شبهه، درصدد ایجاد زلزله ای شرک آلود در ساختار عقیدتی و فکری معتقدان به ولایت و امامت بودند که ناگهان خبر میلاد امام جواد علیه‌السلام  دل های مومنان را شاد و ایمان آنان را راسخ تر و استوارتر ساخت.آنگاه که امام جواد علیه‌السلام  در نقابی از نور متولد شد،(۱) پدر بزرگوارش او را در آغوش کشید و نقاب را از روی زیبایش کنار زد و فرمود: تو همان مولود مبارک هستی که جدم رسول خدا از آن خبر داد و فرمود: من فدای او گردم.(۲) 
 
ابن اسباط و عبادبن اسماعیل می گویند در هنگام ولادت امام جواد از پدربزرگوارش سوال کردیم مولود مبارک همین است؟ حضرت فرمودند: «هذا المولود الذی لم یولد فی الاسلام اعظم برکه منه»(۳) خدای سبحان به امام رضا علیه‌السلام  دردانه ای را عطا فرمود که چشمه جوشان جود بخشش الهی بود. جود و بخشش آن حضرت تا آنجا وسعت یافت که مردم عراق آن حضرت را «باب المراد الی الله» می خواندند. 
 
در جود و بخشش آن حضرت همین بس که امام رضا علیه‌السلام  ایشان را به حق پدر بر فرزند قسم داد و فرمود: ای اباجعفر از تو می خواهم وقت خروج از خانه از دری بیرون روی که دست همه نیازمندان به تو برسد و همراه خود طلاو نقره داشته باش تا هیچ نیازمندی از پیش تودست خالی برنگردد.(۴) 
 
امام جواد علیه‌السلام  در عنفوان کودکی به مقام منیع امامت نائل شد و این معنا در ادامه اعجاز الهی در ارسال حجج آسمانی در سنین کودکی است و قرآن کریم در سوره مریم به آن اشاره می فرماید «و آتیناه الحکم صبیا»(۵) 
 
با وجود سن کم، ابهت و جلالت قدر حضرت به حدی بود که احدی جرات نداشت آن حضرت را با اسم خطاب کند و همگان امام جواد علیه‌السلام  را با کنیه «اباجعفر» خطاب می کردند. 
 
نقل است در آغاز دوران امامت، در حالی که برحسب ظاهر حضرت در سنین کودکی بودند، در مسجد پیامبر(ص) در مدینه از منبر پیامبر بالارفته و بر آن قرار گرفتند و خطبه ای رسا در معرفی خود به امامت مردم ایراد فرمودند و مردم را از ژرفا و بسط علم و دانش و توانایی خود باخبر نمودند.(۶) 
 
عمق و بلندای هدایتگری آن حضرت را می توان در جریان تزویج دختر مامون جست وجو نمود. در جلسه خواستگاری، مامون عباسی، تعیین صداق و مهریه را بر عهده امام جواد علیه‌السلام  گذارد و حضرت چنین فرمودند: من خوش ندارم مهریه زنان امت پیامبر بالاتر از مهریه مادرم فاطمه باشد و خداوند از زندگی کسانی که مهریه آنان و زنان و دخترانشان از صداق و مهر مادرم بیشتر است برکت را دور می کند؛ به همین جهت من مهریه دختر تو را تعلیم «ادعیه الوسائل من المسائل» که دعایی مجرب برای برآورده شدن حوایج است و از پدرانم به من رسیده، قرار می دهم. این دعا را مرحوم حاج شیخ عباس قمی در انتهای مفاتیح آورده است و تلاوت آن بسیار سفارش شده است و حقیقتاً اقسام ده گانه این دعا، بهترین کلاس اخلاق گرایی است. 
 
امام جواد علیه‌السلام  با این حرکت لطیف ترین و زیباترین روش هدایت و تربیت را تبیین فرمود. به راستی اگر پسران ما بدانند برای ازدواج مهمترین گزینه، دانایی و دانش است که به عنوان مهریه از آنها طلب می شود و دختران ما به این حقیقت مودب شوند که از خواستگاران خود تعلیم دانش را طلب نمایند، جامعه ما چه حال و هوایی پیدا می کند!قرآن کریم برتری را در تقوا مداری معرفی می فرماید، امام جواد در راستای تربیت قرآنی مردم این معنا را به زیباترین و لطیف ترین وجه، تحقق بخشید و خود آن حضرت پیشگام برترین تقوا مداری بود. شیخ صدوق می نویسد از شدت تقوا آن حضرت را تقی لقب دادند. (۷) 
 
نقل است مردی با دیدن ظاهر آن حضرت (رنگ لباس) در دل خود جسارتی نسبت به آن امام همام روا داشت، حضرت نزدیک او شدند و آهسته فرمودند: «اتق الله اتق الله... لم افتیت الناس بما لاتعلم» (۸) تقوا پیشه کن و درباره مردم آنچه را که یقین و علم نداری بر زبان جاری مکن و نسبت به آن نظر و حکم مده. 
 
یکی دیگر از روش های تربیتی یادآوری آداب صحیحی است که قبلاً انسان آموخته است. دعبل خزاعی، شاعر برجسته اسلامی می گوید، یک وقت از امام رضا عبایی را هدیه گرفتم ولی حمد خدا را به جای نیاوردم. حضرت مرا سرزنش کرد، این مسئله گذشت تا این که یک روز از دست مبارک امام جواد صله و هدیه ای گرفتم و گفتم الحمدلله، حضرت فرمودند: «تادبت»، مودب شدی! و در سفارشی فرمودند: «در جلوی مردم دوست خدا و در خلوت تنهایی دشمن خدا مباشید». آری این نفاقی است که خیلی ها گرفتار آن هستند.امام جواد در ادامه وصیت پیامبر اکرم در این باب که مردم به قرآن و عترت تمسک جویند تا منحرف نشوند، این معیار را تبیین و پاسداری نموده و فرمودند: پیامبر به خدای سبحان و امیرالمومنین به پیامبر و ما ائمه هدی به امیرالمومنین و امت پیامبر برای هدایت یافتن باید به ما تمسک جویند. (۹)
 
فلذا در پاسخ مردی که ادعا کرد خداوند از پیامبرش پرسید از فلان صحابی خود سوال کن از خدایش راضی است یا خیر؟ فرمود: این کلام تو با روح قرآن بیگانه است و پیامبر فرمود هرچه ازمن نقل می شود را به قرآن و سنت من ارجاع دهید، اگر مخالف بود آن را رها سازید، مدعی گفت: این حرف با کجای قرآن در تعارض است. حضرت این آیه را تلاوت کرد. ولقد خلقنا الانسان و تعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید. (۱۰) 
 
علامه مرحوم مقرم در کتاب «النظره السریعه الی حیاه الجواد الائمه» می نویسد: شخصی از حضرت در معنای یتیم پرسید، امام فرمود: مردم چه می گویند (این خبر از احترام آن حضرت به آرا و نظرات عمومی می دهد و اینکه اگر لازم بود امام دست به تکمیل و اصلاح می زند) آن شخص پاسخ داد: به کسی یتیم می گویند که یکی یا هردوی از والدین خود را از دست داده باشد، حضرت فرمود این یتیم نیست، بلکه کسی است که از نعمت والدین دور افتاده، یتیم واقعی کسانی هستند که دستشان از دامن امام زمانشان کوتاه است. این تاکید و ارجاع به کتاب و عترت، برای نشان دادن راه صحیح هدایت است.
 
سخن پایانی این که با ثامن الحجج، ما ایرانیان سایه نشین انوار ضریح اقدس تو هستیم، و خود فرمودی که هرکس مرا به حق جوادم قسم دهد او را ناامید برنمی گردانم. اکنون در آستانه ولادت جوادت تو را به حق او قسم می دهیم حاجات ما را سریعاً برآورده به خیر بفرما که به فتوای فرزندت ما یتیمان واقعی هستیم پس «فاما الیتیم فلاتقهر» (۱۱) 
 
 
**********
 
 ۱- بحارالانوار، ج۵۰، ص۱ /   ۲- ارشاد، ج۲، ص۲۷۹ و بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۱ /  ۳- بحارالانوار، ج۵۰، ص۲ /  ۴- عیون اخبارالرضا، ج۲، ص۸ /  ۵- مریم: ۱۲ /  ۶- بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۰۸ /  ۷- معانی الاخبار /  ۸- بحار الانوار. ج ۵۰. ص۸۵ /  ۹- بحار الانوار. ج۵۰. ص۸۸ /  ۱۰- ق۱۶ /  ۱۱- ضحی ۹۰
 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سید حسن سیدحاتمی