به گزارش خبرنگار مهر، چندی است افرادی که خود را اهل علم و مکتب می پندارند با بهانه هایی واهی و عاری از هرگونه اسنادات علمی دقیق قصد در تضعیف و خدشه بر کنگره ی عظیم  وجهانی اربعین سید الاحرار علیه السلام دارند . بهانه هایی از این قبیل که «برای  زیارت اربعین مستنداتی نیافتیم و یا اینکه در منبع و ماخذی علمی درباب پیاده رفتن به زیارت سیدالشهداء علیه السلام خبری صحیح السند موجود نیست ویا اینکه اصلا اهل بیت عصمت علیهم السلام در اربعین اول به کربلا نیامده اند . اکنون این نوشتار قصد دارد در حد میسور به پاسخ هایی دقیق و علمی درباره هرسه اشکال بپردازد:

اما در خصوص «روز اربعین» در جلد ۱۴ وسائل‌الشیعه این باب را می‌یابیم :

باب تأکّد استحباب زیارت الحسین علیه السلام 

یوم الأربعین من مقتله و هو یوم العشرین من صفر

تأکّد استحباب را که در این‌جا مطرح است ، با آوردن روایاتی بیان می‌کند. روایت اول از امام حسن عسکری(ع) است که فرمود : 

«علامات المؤمن خمس، صلاة الخمسین، و زیارت الاربعین، والتختّم فی الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم»

نشانه‌های انسان مؤمن پنج‌تاست: پنجاه رکعت نماز روزانه (نمازهای واجب و نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.

در باب این خبر باید حتما این نکته ی ضرور را متوجه شد که :

این روایت گرچه مرسل است، ولی بنابر تسامح در ادله سنن و احادیث مَن بلغ در بحث مستحبات، مرسل بودن خبر، ضرری نمی‌رساند و مشکلی ایجاد نمی‌کند..

شیخ مفید در کتاب مزار، عنوان «فضل زیارت الاربعین» دارد که این را بعد از «فضل زیارت امام حسین (ع)در روز عاشورا»قرار داده است و به همین حدیث امام حسن عسکری (ع) تمسک می‌کند کتاب «تهذیب الاحکام» هم به همین روایت تمسک می‌کند و در ضمن فضایل زیارت امام حسین (ع) همین روایت را می‌آورد.

همچنین شیخ طوسی در «مصباح المتهجد» می‌فرماید: « و یستحب زیارته فیه و هی زیاره الاربعین» بعد هم همین روایت امام حسن عسکری (ع) را بیان می‌کند و سپس روایتی از امام صادق (ع) در کیفیت زیارت دارد که در وسائل به آن اشاره می‌کند لکن همه خبر و زیارت را نمی‌آورد و فقط یک جمله‌اش را می‌آورد:

السلام علی ولیّ الله و حبیبه...

اما در مصباح المتهجد کامل آمده است. در آن‌جا دارد که در روز اربعین و در وقت بلند شدن روز بگو :

اَلسَّلامُ عَلی‏ وَلِیِّ اللهِ وَحَبیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلی‏ خَلیلِ اللهِ وَنَجیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلی‏ صَفِیِّ اللهِ وَابْنِ صَفِیهِ، اَلسَّلامُ عَلیَ الْحُسَینِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ علی‏ اَسیرِ الْکرُباتِ، وَقَتیلِ الْعَبَراتِ، اَللّهُمَّ اِنّی‏ اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیک وَابْنُ وَلِیک، وَصَفِیک وَابْنُ صَفِیک، الْفآئِزُ بِکرامَتِک، اَکرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ، وَحَبَوْتَهُ‏بِالسَّعادَةِ، وَاَجْتَبَیتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیداً مِنَ السَّادَةِ

الی آخر زیارت . . . .

این زیارت مخصوص سیدالشهداء(ع) در روز اربعین و معروف به « زیارت اربعین » است.

سید ابن طاووس نیز در «اقبال الاعمال» فضلیت زیارت امام حسین (ع) در روز بیستم ماه صفر را بیان کرده و به همان حدیث معروف امام حسن عسکری (ع) تمسک می‌کند.

علامه حلی نیز در « منتهی المطلب » می‌نویسد : « و تستحب زیارته یوم الاربعین من مقتله و هو العشرون من صفر» بعد هم همین روایت علامات المؤمن خمس را بیان می‌کند.

شهید اول  نیز در کتاب مزار می‌گوید :

و منها زیارة الاربعین و یوم هو العشرون من صفر

کفعمی نیز در کتابش «بلد الامین » می نگارد :

«یستحب بالعشرین منه زیارة الحسین»

علامه محمدتقی مجلسی (مجلسی اول) در «روضة المتقین» در فضل زیارت سیدالشهدا (ع) در روز اربعین به همین حدیث امام حسن عسکری(ع) تمسک می‌کند، محمدباقر مجلسی صاحب بحارالانوار نیز در دو کتاب «بحارالانوار» و «ملاذ الاخیار» نیز چنین آورده است.

در بحارالانوار زیارت اربعین را مطرح و  به وضوح تمسک به همین روایت امام عسکری(ع) دارد و در ملاذ الاخیار (که شرح بر کتاب تهذیب الاحکام است) نیز چنین آورده است.

اما روایات و مستندات معتبراتی که پیاده رفتن به زیارت امام حسین علیه السلام را ثابت می کنند:

روایت اول

قدامة بن مالک از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود:

«مَنْ زَارَ الْحُسَینَ مُحْتَسِباً لَا أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کمَا یمَضَّضُ الثَّوْبُ فِی الْمَاءِ فَلَا یبْقَی عَلَیهِ دَنَسٌ وَ یکتَبُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ کلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ»؛1 کسی که حسین(ع) را برای رضای خدا زیارت کند، نه برای خوش گذرانی و تفریح و نه به جهت کسب شهرت (و فخر فروشی)، گناهانش فرو می ریزد، همان طور که لباس در آب شسته شده (و پاک می شود) و در نتیجه، هیچ آلودگی بر او باقی نمی ماند و با هر گامی که بر زمین می گذارد، حجّی برایش نوشته می شود و با هر قدمی که برمی دارد، عمره ای برایش ثبت می گردد.

روایت دوم

از حسین بن ثُوَیْر نقل شده که امام صادق(ع) فرمود:

«یا حسین! انَّه مَنْ خَرَجَ مِن مَنزِله یرید زیارۀ قبر الحسین(ع) إِنْ کانَ مَاشِیاً کتِبَتْ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ مُحِی عَنْهُ سَیئَةٌ وَ إِنْ کانَ رَاکباً کتِبَتْ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةٌ وَ حُطَّ بِهَا عَنْهُ سَیئَةٌ حَتَّی إِذَا صَارَ فِی الْحَیرِ کتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُفْلِحِینَ الْمُنْجِحِینَ حَتَّی إِذَا قَضَی مَنَاسِکهُ کتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِین...»؛2 ای حسین! به درستی که هر کسی از خانه اش به قصد زیارت قبر حسین بن علی خارج شود، اگر پیاده باشد، با هر قدمی، حسنه ای برایش نوشته شده و گناهی از او پاک می شود و اگر سواره باشد، با هر قدمی، حسنه ای برایش نوشته شده و به واسطه آن گام، گناهی از او کنار گذاشته می شود تا به درب حائر حسینی برسد که در این صورت خداوند نام او را از جمله رستگاران و نجات یافتگان ثبت می کند و زمانی که آداب زیارت و اعمالش را به پایان برساند، خداوند نام او را در زمره برندگان می نویسد....

روایت سوم

بشیر دَهّان می گوید: در پایان یک گفت وگوی طولانی که با امام صادق(ع) داشتم، ایشان به من فرمود :

«وَیحَک یا بَشِیرُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أَتَاهُ عَارِفاً بِحَقِّهِ وَ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ کتِبَ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَاتٌ مُتَقَبَّلَاتٌ وَ غَزْوَةٌ مَعَ نَبِی أَوْ إِمَامٍ عَادِلٍ»؛3ای بشیر! به درستی که مؤمن زمانی که به زیارت حسین بن علی(ع) بیاید، در حالی که حقّش را بشناسد و (پیش از زیارت) در فرات غُسل نماید، به ازای هر قدمی، حج و عمره ای مقبول و یک جهاد در رکاب پیامبر یا امام عادل برایش نوشته می شود.

روایت چهارم

ابوصامت از امام صادق(ع) نقل می کند:

«مَنْ أَتَی الْحُسَینَ(ع) مَاشِیاً کتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکلِّ خُطْوَةٍ أَلْفَ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ فَإِذَا أَتَیتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیک وَ امْشِ حَافِیاً وَ امْشِ مَشْی الْعَبْدِ الذَّلِیلِ فَإِذَا أَتَیتَ بَابَ الْحَیرِ فَکبِّرِ اللَّهَ أَرْبَعاً»؛4 هر کسی پیاده به زیارت قبر حسین(ع) برود، خداوند برای هر قدمی هزار حسنه نوشته و هزار گناه از او پاک می کند و رتبه اش هزار درجه بالا می رود. پس هرگاه به فرات رسیدی، غسل کن و کفش هایت را درآور و پابرهنه راه برو؛ به مانند عبد ذلیل راه برو؛ پس وقتی به درب حَرَم رسیدی، چهار بار تکبیر بگو و کمی راه برو و دوباره چهار بار تکبیر بگو.

روایت پنجم

از حسین بن سعید نقل شده است که از امام صادق(ع) درباره زائر قبر حسین(ع) سؤال شد. حضرت در پاسخ فرمود:

«فَقَالَ مَنِ اغْتَسَلَ فِی الْفُرَاتِ ثُمَّ مَشَی إِلَی قَبْرِ الْحُسَینِ(ع) کانَ لَهُ بِکلِّ قَدَمٍ یرْفَعُهَا وَ یضَعُهَا حَجَّةٌ مُتَقَبَّلَةٌ بِمَنَاسِکهَا»؛5 هر آن که در فرات غسل کند و سپس با پای پیاده به سوی مرقد حسین(ع) برود، به ازای هر قدمی که برمی دارد و بر زمین می گذارد، حجّی مقبول با تمام اعمال و مناسک برای او خواهد بود.

 و در آخر به شیوه ای مجمل به آنان که ورود اهل بیت عصمت علیهم السلام را در اربعین اول منکرند پاسخی علمی عرضه می شود :

تمامی بحوثی که در این مطلب رخ داده است و شبهاتی که وارد گردیده است ثقل کلام شان یک چیز است و آن هم اینکه :

چگونه ممکن است با احتساب توقف یک ماهه اهل بیت علیهم السلام در شام  آن حضرات اربعین را در کربلا باشند، در پاسخ میگوییم تمام مساله از آنجا شروع می شود که عده ای براین باورند که توقف یک ماهه در شام اتفاق افتاده ، لکن با ادله ی تاریخی موجود ازین قبیل که یزید ملعون بقدری با خطابه های امام سجاد وحضرت زینب علیهما السلام فرو ریخت که براحتی متوجه این شد که جو حاکم در شام کاملا علیه او شده و هرآن امکان شورش مردمی وجود دارد ، همین وی را واداشت که به آن حضرات احترام گزارده تا آنجا که امام زین العابدین علیه السلام را سر سفره در نزد خود می نشاند.لذا با این اوصاف هرگز دستور به توقف یک ماهه نمی دهد واین را هر عقل سلیمی می فهمد.

 برای نمونه اتفاقی که در مسجد اموی گزارش شده، مربوط است به یکی از علمای یهودی که بعد از شنیدن خطبه امام سجاد علیه السلام و دانستن اینکه او از اولاد رسول خداست، به شدت به یزید اعتراض کرد و یزید خشمگین شد و دستور داد او را کتک بزنند.

این نکته نیز از قلم نیفتد محدث نوری از اولین کسانی است که بازگشت اهل بیت(ع) را در همان اربعین بعید شمرده و اشکالات هفت‌گانه‌ای در این موضوع مطرح کرده است:

  • اشکال اول: عدم تناسب زمان چهل روز، با حادثه رفتن به شام و برگشت به کربلا
  • اشکال دوم: سکوت منابع کهن تاریخی درباره بازگشت آنان به کربلا
  • اشکال سوم: حرکت اهل بیت از شام به سوی مدینه و رسیدن آنان به مدینه در بیستم صفر
  • اشکال چهارم: سکوت برخی منابع تاریخی کهن از دیدار اهل بیت با جابر در کربلا
  • اشکال پنجم: مسافت طولانی بین شام و کربلا و منازل متعدد و حوادث میان راه
  • اشکال ششم: این که در منابع مختلف، جابر بن عبدالله انصاری را اولین زائر اربعین شمرده‌اند، نه اهل بیت پیامبر را
  • اشکال هفتم: این که کربلا در مسیر شام به مدینه نیست و قدر مشترکی هم بین این دو مسیر (کربلا به مدینه) وجود ندارد.

شهید قاضی طباطبایی، همه این اشکال‌ها را در حد «استبعاد» می‌داند که دلیلی بر محال بودن این زیارت در اربعین نمی‌شود و با ۱۷ دلیل به همه آنها پاسخ داده است.

نتیجه : اینکه ادله ی قطعیه الصدور از معصوم علیه السلام وجود دارد که زیارت اربعین را اثبات نموده و همچنین پیاده رفتن به زیارت سید الاحرار علیه السلام  را ، و حضور اهل بیت علیهم السلام در اربعین اول نیز با برطرف کردن ثقل شبهات که توقف یک ماهه اسراء در شام است ثابت گردید.